السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ الزَّکِیَّ الرَّاشِدَ، النُّورَ الثَّاقِبَ، وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَکاتُهُ.


ماه حج، ماه نزديكتر شدن به خدای كعبه، به نيمه خود رسيده بود كه نوری ديگر، در آسمان امامت پرتو افشانی كرد. سومين «علی»، در ميان ستارگان درخشان ديگر، نام گذاری شد و نسيمی از اميد و مهر، بر دل‌های حاجيان و ديگر مسلمانان وزيد. زاد روز دهمين پيشوای عاشقان، هدايت گر مردمان، حامی محرومان و همدم دل‌های مهربان بر تمامی شیعیان مبارک.


درباره تاريخ ولادت حضرت امام هادی عليه‌السلام بيشتر تاريخ نگاران، اتفاق نظر دارند كه ايشان در سال ۲۱۲ ق به دنيا آمده‌اند. اما درباره ماه و روز ولادت، با هم اختلاف دارند. برخی آن را در ۱۵ یا ۲۷ ذی‌الحجه و برخی ديگر در سيزدهم یا سوم رجب ذكر كرده‌اند.


محل تولد آن حضرت در «بصريا» در نزديكی مدينه است. هم‌چنين آن حضرت، نخستين فرزند امام جواد عليه‌السلام می‌باشند و والده مکرمه ایشان بانویی به نام «سَمانه» هستند. ایشان بانویی با فضیلت و تقوی و دانشمند بودند و از برجسته‌ترین بانوان صالح و درستکار شایسته‌ی روزگار خود محسوب می‌گشتند به حدی که خود امام علیه‌السلام درباره ایشان چنین می‌فرمایند: 
«مادرم عارف و آشنا به مقام امامت و ولایت بود. او با عنایت و لطف پروردگار، اهل رحمت و بهشت است. هرگز فریب شیطان و مکر و کید تجاوزکار و ستمگر را به خود ندید و از نظر رتبه و مقام کمتر از مادر انبیاء و مردان شایسته الهی نبود … ». 


ایشان از شاهزادگان رومی بودند که به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بودند و به عنوان «ام ولد» آزاد گردیدند و افتخار همسری امام را پیدا نمودند. ایشان یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری و از مدافعین سرسخت زعامت و خلافت الهی بودند.


حضرت امام جواد عليه‌السلام، پس از تولد امام هادی عليه‌السلام، نام نياكان پاكشان را بر ایشان نهادند و ايشان را هم نام سه امام بزرگوار، امام علی عليه‌السلام امام علی بن الحسين عليه‌السلام و امام علی بن موسی الرضا عليه‌السلام گردانيدند. اين نام‌گذاری، بسيار به‌جا‌ بود و امام دهم، ويژگی‌های نياكان پاكشان را درخود داشتند و در صفات نيك، سرآمد روزگار بودند. 


لقب‌های گوناگونی برای امام هادی عليه‌السلام نقل شده كه هر كدام، گويای پرتوی از شخصيت تابناك آن بزرگوار است؛ لقب‌هایی چون: «ناصح»، «مرتضی»، «فقيه»، «عالم»، «امين»، «طيب»، «رشيد»، «مُوَضّح: روشن كننده احكام»، «خالِص: پاك از هر عيب»، «وفی»، «شهيد»، «فتاح: گره گشا»، «تقی» و «نجيب».


ایشان در روز ۲۹ ذی‌القعده سال ۲۲۰ هجری، زمانی که هشت سال بیشتر از عمر شریفشان نمی‌گذشت، پس از شهادت پدر گرامیشان امام جواد علیه‌السلام به امامت رسیدند.
وصیت پدرشان در مورد جانشینی ایشان قبلاً به سران طائفه شیعه رسیده بود. از این رو پس از شهادت آن حضرت همه اجتماع کردند و امامت را به ایشان سپردند. 
اما شكوه امام عليه‌السلام چنان بود كه همگان در برابرشان سر تعظيم فرود می‌آوردند و آن بزرگوار، شكوه و جلال را از نياكانشان به ارث برده بودند.


سيمايشان، سيمای انبيا و شكوهشان شكوه اوصيا بود. كسی از دشمنان و يا شيعيانشان با ایشان روبرو‌‌ نمی‌شد؛ مگر آنكه تحت تأثير هيبت و جلال ایشان قرار می‌گرفت. محمد بن حسن اَشتر علوی درباره‌ هيبت آن حضرت نقل می‌كند: من با پدرم در بيرون كاخ متوكل با جمعی‌ مردم از طالبيان، عباسيان و آل جعفر بوديم. در آن جايگاه كه ايستاده بوديم، ناگاه ابوالحسن امام هادی عليه‌السلام آمدند. تمام مردم برای احترام و بزرگداشت آن حضرت، از اسب پياده شدند. تا اينكه آن بزرگوار وارد قصر شدند. بعضی از مردم شروع به اعتراض كردند كه چرا بايد امام، اين قدر احترام شود! و گفتند: «چرا بايد ما برای اين پسر بچه از مركب پياده شويم؟ او نه شرافتش از ما بيشتر است و نه بزرگسال‌تر از ماست. به خدا سوگند، وقتی كه بيرون بيايد، از مركب پياده نمی‌شويم... » 


ابوهاشم جعفری در رد سخن آنها گفت: «به خدا سوگند كه شما با كوچكی و خواری برای او پياده خواهيد شد... » تا اينكه امام عليه‌السلام بيرون آمدند، صدای تكبير و تهليل بلند شد و مردم همگی به احترام ایشان از اسب پياده شدند. آنگاه ابوهاشم رو به آن مردم كرد و گفت: «آيا شما نبوديد كه تصميم داشتيد به احترام او از مركب پياده نشويد؟» آنها گفتند: «به خدا قسم، ما بی‌اختيار از مركب‌ها پياده شديم... » 


براستی كه هيبت امام عليه‌السلام، از بزرگی و عظمت آن حضرت، دلها را پر می‌كرد‌ و چنان نبود كه شكوه و هيبت ایشان از قدرت و سلطنت نشأت گرفته باشد. بلكه منشأ آن اطاعت خدا و پارسایی در دنيا و تقوای دينی فوق العاده‌ آن بزرگوار بود كه از ذلت نافرمانی خداوند خارج و به عزت اطاعت او داخل شده بود.
درباره‌ شكوه فوق العاده آن حضرت در نظر مردم آمده است كه هرگاه بر متوكل وارد میشدند، كسی در كاخ نمی‌ماند، مگر اين كه آماده خدمت بهآن بزرگوار می‌شد و بر يكديگر، برای كنار زدن پرده‌ها و گشودن درها، سبقت می‌جستند و زحمت هيچ كاری از اين قبيل را به آن حضرت نمی‌دادند.


حضرت امام هادی عليه‌السلام، دارای چهار فرزند پسر به نام‌های ابو محمد حسن عسكری عليه‌السلام، حسين، محمد و جعفر و يك دختر بودند. از ميان فرزندان ايشان، حسين و محمد، در زمان حيات امام هادی عليه‌السلام درگذشتند.


امام هادی عليه‌السلام، همان گونه كه از نام مبارك ايشان برمی‌آيد در راه نجات گمراهان و رهنمون شدن آن‌ها به راه پرنور سعادت و خوشبختی، تلاش فراوانی داشتند. از جمله هدايت يافتگان، فردی به نام «ابوالحسن بصری» است كه مذهب واقفی داشت و پس از امام هفتم عليه‌السلام، امامت هيچ يك از فرزندان حضرت را نپذيرفته بود. روزی امام علی‌النقی عليه‌السلام او را ديدند و فرمودند: «اين خواب غفلت تا كی؟ آيا زمان آن نرسيده كه به خود آیی... ». نفَس قدسی حضرت، آن چنان گرم و اثرگذار بود كه همين دو جمله، او را دگرگون ساخته و به راه اصلاح باز آورد و به امامت حضرت هادی عليه‌السلام اعتراف كرد.

 
شناسایی و جذب افراد با استعداد و تربيت آنان بر اساس اصول اسلامی و مجهز ساختن آن‌ها به انواع دانش‌های مورد نياز جامعه، از رسالت‌های مهم امامان معصوم عليهم‌السلام بود و محدوديت‌های اعمال شده از سوی حكومت‌های وقت، هرچند انجام اين رسالت را در حد مطلوب، با مشكلاتی مواجه ساخت و بسياری را از دستيابی به اين سرچشمه‌های زلال دانش و معرفت، محروم كرد، ولی موجب تعطيل شدن آن نشد.
بر اساس نوشته شيخ طوسی، تعداد دست پروردگان پيشوای دهم و كسانی كه از آن حضرت، در زمينه‌های مختلف علوم اسلامی، روايت نقل كرده‌اند، بيش از ۱۸۵ نفر می‌باشد كه در ميان آنان، می‌توان چهره‌های برجسته علمی و فقهی چون «ايوب بن نوح»، «حسن بن علی ناصر»، «عبدالعظيم حسنی» و «عثمان بن سعيد» را نام برد.


تقدير الهی اين بود كه امام هادی عليه‌السلام نوه گران مايه خويش را نبينند. چرا كه ولادت حضرت مهدی عليه‌السلام حدود يك سال بعد از شهادت حضرت هادی عليه‌السلام رخ داد؛ اما آن حضرت به دليل آگاهی از نزديك شدن وعده خدا درباره ولادت امام مهدی عليه‌السلام جو فكری، فرهنگی و اجتماعی جامعه خويش را برای ميلاد نور آماده و مقدمات آن را فراهم می‌ساختند. از اين رو، امام هادی عليه‌السلام به تدريج از حضورشان در ميان مردم می‌كاهند تا مردم را رفته رفته برای دوران غيبت امام عليه‌السلام، آماده سازند و به همين دليل است كه حضرت، در بغداد و مركز كشور پهناور اسلامی، برای خويش نمايندگانی برگزيدند تا واسطه پيوند ميان امام عليه‌السلام و دوستداران اهل بيت عليهم‌السلام باشند». 
امام هادی عليه‌السلام، با بيانی بسیار روشن، امامان بعد از خود را ذكر كرده و فرمودند: «امام پس از من، فرزندم حسن عليه‌السلام و پس از او، پسرش قائم عجل‌الله‌تعالی‌فرجه است. همو كه زمين را از عدل و داد لبريز می‌سازد، همان گونه كه در آستانه ظهورش، از ستم و بيداد لبريز است». و با اين بيان، هرگونه شبهه و ترديد را از دل‌های حق جويان زدودند. 


يكی از يادگارهای امام هادی عليه‌السلام «زيارت جامعه» است. امام عليه‌السلام در اين زيارت، به توصيف جايگاه امام و در واقع، به امام شناسی برای تمامی دوستداران اهل بيت عليهم‌السلام پرداخته و آن‌ها را با مقام آن بزرگواران آشنا می‌سازند. يكی از ويژگی‌های اين زيارت نامه، عمومی بودن آن است؛ بدين معنا كه می‌توان آن را در تمامی زيارت‌های مربوط به دوازده امام خواند و بهره‌مند شد.
در فرازی از اين زيارت پرمحتوا می‌خوانيم: «هر انسان شريفی، در برابر شرافت شما، سر فرود آوَرَد و هر گردن فرازی، به فرمان شما درآيد و فروتن گردد... نام شما در رديف نام‌های ديگران است و پيكرتان با ساير پيكرها،... و چه شيرين است نام‌های شما و چه گرامی است جان‌هايتان و چه بزرگ و والاست مقام شما ... 


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَ اِمامِ الْأَتْقِیآءِ، وَ خَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَ الْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَ اَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَ حَذَّرَ بَاْسَکَ، وَ ذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَ اَحَلَّ حَلالَکَ، وَ حَرَّمَ حَرامَکَ، و َبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، و َاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَ نَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَ ذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.