نحو مقدماتی

نحو مقدماتی

درس نحو مقدماتی تدریس کتاب نحو مقدماتی می‌باشد که توسط استاد حجة الاسلام و المسلمین هاشمی در 50 جلسه تدریس شده است. درس تجزیه و تبریک تدریس کاربردی علم تجزیه و ترکیب می‌باشد که توسط حجة الاسلام و المسلمین حسینی در 11 جلسه تدریس شده است.

تعداد دروس
تعداد دروس
50عدد
ترم
ترم
ترم 1
مدت آموزش
مدت آموزش
5:25:00 ساعت
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ
انجمن تخصصی

نمونه ای از سرفصل های دروس

  • مقدمه علم نحو
  • تقديم مفعول بر فاعل
  • فائده و موضوع علم نحو
  • علائم اسم و فعل
  • تعريف و اقسام کلام
  • معرب و مبني
  • اسم معرب و اسم مبني
  • تعريف ضمير و انواع ضمير
  • تعريف اسم موصول و انواع اسم موصول
  • اسم استفهام و مرکب مزجي
  • توضیحات درس

  • معرفی استاد

  • پرسش و پاسخ

معرفی علم نحو: 


علم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات باهم در یک جمله‌، معلوم می‌شود. موضوع این علم کلمه و کلام و هدف آن نیز حفظ زبان از اشتباه لفظی است.


توضیح بیشتر: 


علم نحو برخلاف علم صرف کلمه را به تنهایی بررسی نمی‌کند بلکه به جایگاه، حالت و اعراب کلمه در قالب جمله می‌پردازد. به طور مثال کلمه «زید» را به تنهایی در نظر بگیرید، این‌که زید اسم است، ثلاثی است و... مربوط به علم صرف است و علم نحو تا وقتی کلمه زید درون یک جمله قرار نگیرد به آن نمی‌پردازد.

در جمله «نَصَرَ زید عمرا» علم نحو می‌تواند به بررسی کلمه زید بپردازد زیرا کلمه زید در قالب یک جمله قرار گرفته و در جایگاهی است که علم نحو بتواند به آن بپردازد.

حال سوال اساسی این است که علم نحو از چه زوایایی به بررسی کلمه زید (یا هر کلمه دیگری که درقالب جمله باشد) می‌پردازد؟

پاسخ این سوال در ابتدای معرفی علم نحو بیان شد که علم نحو قواعدی را به ما می‌آموزد که بوسیله این قواعد می‌توانیم:

اولاً: حالت و حرکت حرف آخر هرکلمه (که در جمله قرار دارد) را مشخص کنیم. منظور از حرکت حرف آخر کلمه این است که حرف آخر چه نوع اعرابی دارد (مفتوح، مکسور، مضموم، اعراب محلی یا...) مثلا در مثال «نصر زید عمرا» اعراب زید چیست؟ آیا زیداً درست است یا زیدٌ یا زیدٍ یا...؟ 
اینجاست که علم نحو با قاعده «کلّ فاعل مرفوع» به ما می‌آموزد هر کلمه‌ای که نقشش در جمله فاعل بود باید مرفوع باشد و همچنین با قاعده «کلّ مفعول منصوب» به ما می‌‌‌آموزد که کلمه «عمرا» در این جمله باید منصوب باشد زیرا مفعولٌ‌به است.

اما مراد از حالت کلمه چیست؟ منظور از حالت، اعراب و بناء کلمه می‌باشد که در طول مباحث علم نحو مفصلا به آن پرداخته خواهد شد؛ اما توضیح مختصر اعراب و بناء این است که گاهی یک کلمه معرب است یعنی اعراب حرف آخر آن با توجه به جایگاهی که در جمله دارد (فاعل، مفعول، مجرور و...) تغییر می‌کند ولی برخی از کلمات مبنی هستند یعنی در مقابل تغییرات از خود مقاومت نشان می‌دهند و هر نقشی که بگیرند حرف آخر آنها تغییری نمی‌کند و اعراب آن‌ها محلی است یعنی در محل آن اعراب قرار گرفته‌اند (مثلا فاعل است و در محل رفع قرار گرفته) ولی اعراب را قبول نمی‌کنند لذا به این کلمات بسته به نقش آنها گفته می‌شود «محلاً مرفوع» یا «محلاً منصوب» یا «محلاً مجرور».

بنابراین علم نحو به ما قواعد و دستورالعمل‌هایی را آموزش می‌دهد که:
اولاً: به‌ وسیله آن‌ها بدانیم چه نوع کلماتی معرب و چه نوع کلماتی مبنی هستند تا اگر یک کلمه مبنی را در جمله‌ای قرار دادیم یا خواستیم در جمله‌ای آن را بخوانیم، اعراب حرف آخر آن را بدون هیچ‌گونه تغییری بنویسیم یا بخوانیم.

ثانیاً: کیفیت ترکیب کلمات باهم و ساختن یک جمله یا تشخیص نقش کلمات با استفاده از ترکیب‌بندی جمله را بیاموزیم.

مثلا علم نحو به ما می‌آموزد که جمله:

یا اسمیه است: جمله‌ای که با اسم شروع می‌شود مثل: زیدٌ عالمٌ (زید دانشمند است)، که ارکان این نوع جمله مبتدا و خبر است و اگر به چنین جمله‌ای برخورد کردیم باید دنبال مبتدا و خبر باشیم نه فعل و فاعل و مفعول (در این مثال زیدٌ مبتدا و عالمٌ خبر است).

یا فعلیه: جمله‌ای که با فعل شروع می شود مثل: أَکَلَ الزیدُ الطّعامَ (زید غذا را خورد)، که ارکان این نوع جمله، فعل و فاعل (و گاهی مفعول‌به) است و اگر به چنین جمله‌ای برخورد کردیم باید دنبال ارکان این نوع جمله باشیم نه ارکان جمله اسمیه (در این مثال أکل فعل، الزیدُ فاعل و الطعامَ مفعول‌به است).


با توجه به توضیحاتی که داده شد کاملا مشخص می‌شود که چرا موضوع علم نحو هم «کلمه» و هم «کلام» (جمله) است زیرا علم نحو برای شناخت نقش یک کلمه باید جمله‌ای که کلمه در آن قرار گرفته را نیز بشناسد (مثلا جمله اسمیه است یا فعلیه) علاوه بر این‌که گاهی برخی از جملات نیز (مانند کلمات) خود دارای نقش هستند (مثل جمله حالیه، جمله مفعول‌به و...).


و در نهایت همان‌طور که بیان شد رسالت و هدف نهایی علم نحو «حفظ زبان از اشتباه لفظی» است که البته حفظ زبان تنها بخشی از هدف و رسالت علم نحو است زیرا علاوه بر حفظ زبان از خطا در گفتار، علم نحو به ما کمک می‌کند تا درک صحیح و درستی نیز از کلمات، جملات و متونی که با آنها سر و کار داریم داشته باشیم. مثلا هنگام قرائت قرآن یا روایات اهل‌ بیت علیهم‌السلام و... به وسیله علم نحو (و کمک سایر علوم) علاوه بر اینکه ظاهر الفاظ و عبارات را درست می‌خوانیم می‌توانیم به درک صحیح و درستی از متون دینی و معانی آنها دست پیدا کنیم که در واقع خواسته و هدف نهایی طلاب علوم دینی نیز همین امر مهم و دست‌یابی به چنین قدرت و توانایی است.


تاریخچه پیدایش علم نحو: 


مورخان عموما اتفاق دارند که «ابوالاسود دوئلی» (متوفی سال ۶۹ هجری) علم نحو عرب را وضع کرده است، وی از بزرگان تابعین و از صحابه حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام بوده و به اعتراف خودش این علم را از آن حضرت اخذ کرده است. امام علی علیه‌السلام به ابوالاسود دوئلی فرمودند تا اساس نحو را بنا نهد. چنان‌که خود او گفته است: «من حدود نحو را از امام علی علیه‌السلام اخذ نموده‌ام.» بنابراین واضع اصلی علم نحو کسی نیست جز امیرالمؤمنین علیه‌السلام.


معرفی کتاب «نحو مقدماتی»: 


کتاب نحو مقدماتی، نوشته حجت الاسلام محمود ملکی اصفهانی، کتابی مختصر و مفید برای آشنایی مقدماتی با علم نحو است و برای علاقه‌مندانی که قصد یادگیری این علم را دارند می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

سرفصل‌های کتاب عبارتند از:

بخش اول: مقدمه و اقسام اعراب و بناء (تعریف نحو، موضوع نحو، فایده نحو، عامل و معمول، معرب و مبنی، اعراب ظاهری و تقدیری و محلی) 
بخش دوم: اقسام اعراب در فعل (مضارع مرفوع، منصوب و مجزوم) 
بخش سوم : اقسام اعراب در اسم (فاعل و نائب فاعل، ‌مبتدا و خبر، افعال ناقصه، افعال مقاربه و حروف شبیه به لیس، حروف مشبهه بالفعل و لای نفی جنس، مفعول‌به، مفعول مطلق و مفعول له، مفعول فیه و مفعول معه، حال، تمییز، مستثنی، منادی، مجرورات، جار و مجرور، تعریف و اضافه)

بخش چهارم : توابع (نعت و تاکید، عطف بیان، عطف نسق، بدل، حروف عامل) 
بخش پنجم: حروف و احکام جمله (حروف غیر عامل، جمله (جمله‌هایی که محلی از اعراب دارند و جمله‌هایی که محلی از اعراب ندارند))

 

درباره مولف:

حجت الاسلام محمود ملکی اصفهانی در سال ۱۳۳۹ شمسی در یکی از روستاهای اصفهان در خانواده‌ای روحانی و اهل تقوا متولد شدند، پدرشان مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ کاظم ملکی از روحانیان با تقوا، با سابقه و سرشناس در منطقه و مورد اعتماد مراجع بزرگوار تقلید بود.

وی با سپری کردن تحصیلات غیر حوزوی در سال ۱۳۵۸ دیپلم خود را در اصفهان اخذ کرده و از آن پس به حوزه علمیه این شهر وارد شدند، حدود یک سال در آن‌جا تحصیل کرده و سپس در سال ۱۳۵۹ وارد حوزه علمیه قم شدند و به تحصیل ادامه دادند.

دروس مقدمات تا سطح عالی را از اساتیدی چون مدرس افغانی، ذهنی تهرانی، وجدانی، پایانی، اشتهاردی و اساتید دیگر استفاده بردند. سپس در درس خارج مراجع مطرح آن زمان تتلمذ نمودند. ایشان از اوایل شروع به تحصیل، به تدریس هم اشتغال داشته و تاکنون تدریس را ادامه داده‌اند.

آثار ایشان عبارتند از: نحو مقدماتی، آموزش صرف، مختصر التمهید، القواعد النحویه، اصول فقه شیعه، دلیل اسناد و وسائل الشیعه، تعلیقه بر شرح لمعه، تفسیر بینات، که اکثر کتاب‌های مذکور جزء کتب رایج درسی حوزوی می‌باشند.

  • با عرض پوزش ایمیل بنده [email protected] و شماره همراه بنده ۰۹۳۵۵۱۴۲۶۲۱هست دوباره هم تشکر میکنم کمک کنید

    مشاهده جواب
  • سلام .عرض ادب و احترام به حضور استاد هاشمی بزرگوار . غرض از مزاحمت بنده غلامرضا میرزایی هستم از طلبه های مدرسه علمیه معصومیه سلام الله علیه قم بودم و از شاگران خودتون بودم که متاسفانه بنا به یه سری مشکلات از تحصیل باز ماندم والان که مراجعه کردم برای ادامه تحصیل گفتن فقط باید از تبصره ۱۰۸۸استفاده کنم و موافقت کردن که از تبصره استفاده کنم و فرم های تبصره رو در اختیارم قرار دادن تا خودم درس بخوانم و برای امتحان مراجعه کنم الان خودم دارم فقط درس می خونم فقط در یکی از بند های این فرم ها باید دو استاد برای بنده به عنوان اصول فقه و فقه امضا بزنن و تایید کنن که با نظارت ایشان این دو درس را خوانده ام بدینوسیله از شما تقاضا دارم در این فرصت حدود یک و نیم سال که دارم و خودم و دارم درس می خونم و الان ادبیات ومنطق می خوانم و ظرف این سه ماه ان شالله شروع به خواندن فقه و اصول میکنم خواهش دارم که هر گونه دستور و نظارتی که دارید بفرمایید تا ان شالله بعد از این یکسال لطف کنید و فرم معرفی مرا امضا بفرمایید و بنده حاضرم که شما از من بعد از این مدت هم امتحان شفاهی بگیرید و هم امتحان کتبی .البته الان عضو حوزه مجازی هم هستم با تشکر از استاد هاشمی عزیز

    مشاهده جواب
  • سلام اسم کتاب این دوره چیست؟ کتابی که در این دوره استفاده میشود کتابی است که در حوزه استفاده میشود؟

    مشاهده جواب
  • سلام علیکم می شود برای استفهام و ترکیب مزجی چند مثال بزنید؟

    مشاهده جواب
  • سلام علیکم و رحمه الله ایا می شود جمله ی صله دو ضمیر عائد داشته باشد؟

    مشاهده جواب
  • سلام علیکم و رحمه الله 1- برخی از کتب تفسیری عبارت ذُو مِرَّةٍ در آیه 6 سوره نجم را صفت برای واژه شدید در آیه5 و یا صفت برای واژه صاحبکم در آیه2 معرفی کرده اند، با توجه به اینکه عبارت ذُو مِرَّةٍ نکره است و هردو واژه شدید و صاحب معرفه آیا این دو تحلیل می تواند صحیح باشد؟ 2- در تفسیر قمی ذیل همین آیه، نقل می شود که مراد از عبارت ذُو مِرَّةٍ آقا رسول الله(ص) است، اگر این تعبیر را بپذیریم توجیه نحوی آن چیست؟

    مشاهده جواب
  • با سلام و خسته من سوالاتی در مورد انواع جمله داشتم ممنون میشم پاسخ دهید ( ببخشید سوالاتم زیاده ) میدانیم که از نظر ساختاری جمله به دو دسته تقسیم میشود 1- جمله فعلیه 2- جمله اسمیه . جمله فعلیه : جمله ایی است که از دو رکن اصلی (فعل و فاعل ) تشکیل شده است که اولین رکن آن فعل است. جمله اسمیه : جمله ایی که از دو رکن ( مبتدا و خبر ) شکیل شده است که اولین رکن آن مبتدا ( اسم ) است و خبر جمله اسمیه به چهار حالت دیده میشود 1-اسم مفرد 2- جمله فعلیه 3-جمله اسمیه 4-شبه جمله ( ظرف و جار و مجرور). آیا جملاتی داریم که از این دو حالت خارج باشند ؟ ( اگر هست ساختار آنها چگونه است ) و میدانیم که کلمه به اسم و فعل و حرف تقسیم میشود حالا فعل و اسم در جملات ( اسمیه و فعلیه ) با توجه به تعریف میتوان قرار داد اما حرف در کجای جملات می آید ؟ اگر در ابتدا یا در بین اجزای جملات اسمیه و فعلیه قرار بگیرد آیا باز هم اون جمله (اسمیه یا فعلیه است ) چگونه باید تشخیص داد یک متن بلند از چند جمله تشکیل شده است ؟ منظور از ظرف مکان و زمان چیه ؟( آیا همون اسم زمان و مکان است ؟ )از نظر ساختاری گفته شده جملات وصفیه و فعلیه به صورت زیر هستند. اسم نکره+جمله فعلیه یا اسمیه=جمله وصفیه اسم معرفه+جمله فعلیه یا اسمیه=جمله حالیه آیا این اسم نکره یا معرفه خودش درون جمله ایی قرار داد یا نه فقط اسم نکره است ؟ و ایا بین اسم نکره و معرفه چیزی چیزی میتواند قرار بگیرد؟( چه چیز هایی؟) و برای سوالی کردن جمله چگونه باید انجام دهیم ؟ آیا اینگونه است که ابتدا اسم استفهام یا حروف استفهام را ابتدای جمله ی اسمیه و فعلیه قرار بدهیم ؟( بدون تغییر جمله اسمیه یا فعلیه )؟

    مشاهده جواب
  • سلام ببخشید میشه افعال دومفعولی رو توضیح بدید؟

    مشاهده جواب
  • سلام علیکم استاد گرامی و محترم سوال اول آیا ظرف و مظروف و جار و مجرور خبر واقع می شوند؟ و از یک طرف خبر باید مرفوع باشد که اینها مرفوع نیستند. اگر محلا مرفوغ می شوند لطفا مثال بزنید برای هر دو یعنی ظرف و مظروف و جار و مجرور که خبر واقع شوند. سوال دوم در جمله ی فعلیه اگر جار و مجرور دیدیم دنبال متعلقشان باشیم و در جمله ی اسمیه اگر جار و مجرور دیدیم عقب خبر باشیم. آیا در ظرف و مظروف هم همین روال فوق درست است

    مشاهده جواب
  • با سلام جمله"زَينَ الشَبابِ وَزَينَ طُلّابِ العُلا. هَل أَنتَ بِالمُهَجِ الحَزينَةِ داري" به چه معناست؟ آیا تجزیه و ترکیه کلمات این بیت شعر بدین شکل صحیح است: 1.داری: مشتق و اسم فاعل(مصدره: درایه) و مرفوع محلا علی الخبریه، و لم تبدل الیاء المنقوص الی تنوین عوض مراعاة لوزن الشعر. 2.العلا: مضاف الیه بإضافه لفظیه و مفعول به لشبه الفعل «طلّاب» و فی محل الرفع؛ وقد رسمت الفه طویله لکونه مقبوله من الیاء. 3.زین(الاولی): منادی مضاف و قد جاز حذف حرف النداء یاء دون غیره، حذفاً لفظیاً فقط مع ملاحظه تقدیره. 4.المهج: جمع التکسیر(مفرده:مهجه، مونث) و متعلق الجار والمجرور محذوف، و شبه الجمله خبر للمبتدأ « انت» ممنونم.

    مشاهده جواب
  • با سلام در آیه شریفه ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما. آیا " لا " زائده است؟ آیا نام دیگری هم دارد؟ و در صورت حذف یا بودن " لا" چه اثری بر روی آیه مترتب می شود؟ ممنون.

    مشاهده جواب
  • با سلام طاعات قبول در آیه "یا بنی انها لن تکُ مثقال حبّه" / در این جا چرا نون حذف شده است؟ با این حال از لحاظ نحوی چه شرایطی باید پدید آید تا نون حذف شود؟ ممنون

    مشاهده جواب
  • با سلام استاد در جلسه 29 فرمودند که جمله "جزم به سکون" از باب مسامحه است چرا که رفع، نصب، جر، جزم در معربات به کار می رود و ضم، فتح، کسر، سکون در مبنیات استعمال می شود. حال سوال بنده این است که جمله صحیح چیست مثلا فعل "و لیکتب" را چگونه بیان کنیم؟ ممنون

    مشاهده جواب
  • با سلام؛ معنای این بیت شعر چیست؟«الیوم‏ انجزت الامال ما وعدت و ادرک المجد اقصی ما تمناه» ممنونم

    مشاهده جواب
  • با سلام تجزیه و ترکیب مراء در آیه شریفه زیر درست است؟ قلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَليلٌ فَلا تُمارِ فيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدا(کهف/22). مراء:جامد و مصدر من المجرد الثلاثی، مستثنی مفرغ و منصوب بالتبعیه للمستثنی منه المحذوف و هو مفعول مطلق. بنده خودم این طور این تجزیه و ترکیب را تحلیل نموده ام با این حال شما هم کمک کنید: ***مراء: با دقت در جمله" فَلا تُمارِ فيهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً" پس درباره آنان بحث و مجادله مكن مگر بحث و مجادله‏اى ظاهرو آشکار. در این جمله با توجه به نکات گفته شده جمله قبل از الا کامل است به این معنا که خدای سبحان می فرماید با آنان بحث و جدال نکن. و این جمله نیازمند کلمه ای دیگر برای تکمیل معنای خود نیست با این توضیحات استثنا تام است در استثنای تام گفته شد که باید موجب و غیر موجب بودن آن مشخص شود پرواضح است که کلام در این جا منفی است و با توجه به معنا استثنا متصل است چرا که بحث و جدل آشکار (مراء ظاهرا) از جنس مستثنی منه است فلذا کلام متصل و مستثنی منه در حکم بدل خواهد بود. برای تشخیص استثنای مفرغ از استثنای تام و همچنین استثنای متصل از منقطع چه راهکاری وجود دارد؟ تشخیص این بحث با اینکه این مباحث را مرور می کنم در بعضی از آیات و روایات برایم خیلی سخت است آیا شما راهکاری که برآمده از تجربه باشد سراغ دارید؟ با تشکر

    مشاهده جواب
  • با سلام. من دانشجو تازه وارد هستم می خواستم بدونم الان باید اول صرف رو بخونم یا نحو رو و یا هر دور و با هم پیش برم؟

    مشاهده جواب
  • با سلام در جمله " کل انسان سیبتلی باسباب الردی المنایا" بدل کل از کل وجود دارد؟ راه تشخیص آن به چه صورت است؟آیا الردی و المنایا بدل و مبدل منه هستند؟ ممنون

    مشاهده جواب
  • با سلام و تشکر از زحمات شما کلماتی که اسم فعل هستند ، جز کدام یک از اقسام کلمه قرار می گیرند؟ علائم این کلمات چیست؟

    مشاهده جواب
برای ارسال سوال لطفا وارد شوید.
  • برای مطالعه دروس
    ثبت نام کنید!
×
کارایی بهتر در اپلیکیشن
ارتباط با ما